تبلیغات
حجاب تاج بندگی - فطری بودن حیا

حجاب تاج بندگی


حیا یکی از فطرت‌های انسان است؛ آدمی علاوه بر غرایزی که خدا به او داده، دارای فطریاتی است که حیوانات از آن بهره‌ای ندارند، از آن جا انسان میل به بی‌اشکالی و بی‌عیبی دارد و دوست ندارد که عیب‌های احتمالیش ظاهر شوند، می‌توان گفت؛ یک میل و جاذبه‌ای که از درون و فطرت به حیا دارد، او را به آن سمت کشش می دهد؛ مثلا اگر دیگران متوجّه عیبش شوند او ناراحت می شود، لذا  همین خصلت، او را از حیوانات جدا می‌سازد.

در قرآن کریم به سعی و تلاش آدم و حوا براى پوشاندن عورت خود اشاره شده است و مى‏فرماید: «چون از آن درخت تناول كردند، شرمگاهشان آشكار شد و به پوشاندن خویش از برگ‏هاى درختان پرداختند.»[6]
از این آیه متوجّه می‌‎شویم كه حیا و پوشیدگی اعضای بدن، یک چیز فطرى است؛ چون كسى به آدم و حوا یاد نداده بود که عورت خود را بپوشانند و حیا داشته باشند.

حیا دارای مراتبی است که برای آن پنج درجه ذکر شده است:
الف) حیا داشتن از گناه: این حیا از گناه کردن جلوگیری می‌کند.
ب) حیا داشتن از تقصیر؛ یعنی فرد حیا دارد از اینکه ارتکاب کاری گردد که مقصر شود.
ج) حیا از روی کرامت: فرد به خاطر عزّت نفس و بزرگواری، از مرتکب شدن به کار ناشایسته خودداری و جلوگیری می‌کند.
د) حیا از روی محبت: فرد به دلیل لطف و محبت خدا که بر قلبش نهاده است و اجازه مخالفت ورزیدن با خدا را نمی‌دهد.
پ) حیا از روی هیبت:در واقع در این نوع حیا، فرد به اندازه‌ای که شناخت و معرفت به خدا دارد، به مرتبه‌ای از حیا می‌رسد.

آثار و فواید حیا
 حیا، باعث می‌شود تا از گناه پیش‌گیری شود‌، زیرا یکی از عوامل مدیریت و کنترل نیازهای جنسی است؛ در واقع حیا یک نیرویی است که فرد را از زشتی‌ها باز می‌دارد.
با داشتن حیا و انجام ندادن گناه، انسان به بزرگواری واقعی می‌رسد. امام على(ع) مى‏فرماید: «ازسخن هیچ كس راضى نشو، مگر این‏كه از كارش راضى شوى و از كار كسى راضى مشو، مگر این‏كه از عقلش خشنود باشى و از عقل او راضى مشو، مگر این‏كه از حیاى او راضى باشى؛ زیرا در طبیعت انسان، كرامت و پستى قرار داده شده است. اگر حیا نزد انسان قوى باشد، كرامت و بزرگ منشى نزدش قوى خواهد بود و اگر حیا نزد او ضعیف باشد، ذلّت و پستى‏اش زیاد خواهد بود.»[1]

عفّت و پاکدامنی، باعث مانع از انجام حرام به خصوص در زمینه‌های جنسی و مالی می‌شوند. ادامه داشتن به حیا، انسان را به سمت عفّت جهت می‌دهد.

در اکثر ادبیات مذهبی عفّت و حیا درکنار هم بکار رفته است. امام على(ع) مى‏فرماید: «عَلَى قَدرِ الحَیاء تَكُونُ العِّفّة. میزان عفّت به میزان حیاست.»[2]

حیا باعث موفقیت و پیروزی در زندگی نیز می‌شود؛ در واقع اگر حیا نبود، هیچ کسی در انجام بسیاری از کارها؛ مثل انجام کارهای نیک و احترام گذاشتن و دوری از گناه قدم بر نمی‌داشت و اگر حیا نبود کسی رعایت حق پدر و ماددر را به جا نمی‌آورد و خیلی چیزهای دیگر.

 امّا دلایل بی‌حیایی در چیست؟
اگر چه حیا یک امر فطری است، امّا عواملی هستند که آن را این امر فطرت دور می‌کند.
شکستن حرمت‌ها: اگر در جامعه حد و مرز و حریمی وجود نداشته باشد و دیگران به خود اجازه وارد شدن در حریم دیگران را به خود بدهند، کم کم بی‌حیایی در جامعه گسترش پیدا می‌کند. اگر صمیمیت‌ها به جایی برسد که خود را به سمت افراط سوق دهد، حریم‌ها شکسته می‌شود. از اینر والدین باید در بین فرزندان شرم و حیا را رعایت کنند و رفتارهایی را که انجام می‌دهند، به صورتی نباشد که جایگاهشان در نزد فرزندانشان پایین بیاورد و همینطور فرزندان باید در رفتار خود دقّت داشته باشند و حرمت پدر و مادر خود را حفظ کنند و یا حرف و یا رفتاری را انجام ندهند که جنبه‌ی بی‌حیایی داشته باشد.

از جمله گناهانی؛ مثل شراب خواری، قمار بازی و شوخی(منظور برای خندیدن مردم، عیب‌های دیگران را می‌گویند.)گفته‌های بیهوده، باعث می‌شود تا پرده‌های حیا از هم گسسته شود و یکی دیگر اینکه در حدیثی از امام صادق(ع) در این باره فرموده: «دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، عزّت را سلب می‌کند و حیا را می‌برد.» [3]

پی‌نوشت‌ها:




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 آبان 1392 توسط : هوازاده